.

.

دست ها، خالی... چشم ها، بارانی... و گام ها، پر از امید...
هر سه، در یک دلِ مجنون، بی قرار و شیدا...
مقصد: کوی لیلا...
به بهانه ی دیداری که تا ابد، مژده اش رهایی از روز آخر است...
آن روز که؛ همه نه در خیال و رویا، بلکه در حشر گِرد آمده اند به عزمِ تماشا...
و در روز بلندِ تنهایی...
اینجا، همان بهشت امنِ من است که وعده داده ای...
و تمام دنیای دلتنگی ام این روزها، به نظری از تو بند است،
و من دلــ را بسته ام؛ به تار مویی از نگاهت...
که نگاهت،
صراط روشن است و رستاخیز بی خوف

کد آهنگ

طبقه بندی موضوعی
سایت تبادل لینک - سایت تبادل لینک

روزهای روشن در راه...

سه شنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۳، ۰۹:۵۴ ق.ظ

هر سال که از راه می رسد،

روزهایم نو می شوند و دلم کهنه ی عشقت...

و مرا زبانی نیست در شرح پریشانی و حیرت اندوه بار روزگاران بی تو؛

اما خوب می دانم که این روزهای شکوفه های سپید،

و برگ های سبز امید،

فردای آمدنت را می دهند نوید...

و من چشم بر راهم...

چشم به راهی که، گرفتار ابتدای زمین است و  انتهای نگاهش آسمان را می جوید...

و نغمه ی دلش می گوید، ای روزهای روشن در راه ...

حیرانی و دلتنگی زمین و ما زمینگیران را دریابید...


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۳/۰۱/۱۲
دریغا